پسمر مهربونه من
خدا رو شکر میکنم که پسمریه من داره بزرگ میشه و خواسته هاشو با نق نق و اشاره نشون میده و مامانشو صدا میکنه ((مامایی))به بابا حامد هم میگه((بابایی)) و مثله مامانیش عاشق گردش و خوش گذرونیه و از خواب بیزاره.بعضی وقت ها که از خونه خسته میشه جوراباشو میاره وبعد کفشاشو وقتی پاش میکنم میره پشت در و میکوبه به در میگه((بابایی دد)).وقتی دعواش میکنم بغض میکنه و محکم میکوبه تو صورتم که چرا دعوام کردی
.وقتی با بچه های عمه ها جمع هستند اصلا اهمیتی به جمع نمیده وحتی وقتی دعواشون میشه سر اسباب بازی فوری اسباب بازی رو میده و میخنده و برای خودش دست میزنه و اگه هم کارشون بالا بگیره منجربه کتک کاری بشه با خنده حلش میکنه اصلا اهل کتک کاری و خشونت نیست و تنها کسی رو که میزنه و زورش بهش میرسه عشق منه ((نوژا)) جونیه...البته نوژاهم از خجالتش تو خلوت در میاد ولی من دوست ندارم که پسمری کتک کاری رو به عنوان صلاح دفاعی بلد باشه با این که میبینم از بچه ها کتک میخوره وناراحت میشم ولی ترجیح میدم با خنده و گذشتش از خودش دفاع کنه ..........
قربونت بره مامانی.....


پسمر مهربونه من 
