امیر مهدیامیر مهدی، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 26 روز سن داره

امیر مهدی دردونه مامانی وبابایی

مسافر عجول ما

1392/12/26 0:01
نویسنده : مامان وبابا
224 بازدید
اشتراک گذاری

چهار شنبه شب رفتیم خونه مامان فاطمه و کلی پسمری با خاله هلاله و بابایی مامان فاطمه بازی کرد و خوابید تا صبح با صدای نگرانه مامانی بلند شدم رفتم بیرونه اتاق دیدم شبنم زن داداشم داره گریه میکنه گفتم چی شده گفت کیسه آبم پاره شده و میترسید که ......خلاصه مامان و داداشی بردنش بیمارستان و نیلا رو گذاشتن پیشه من اولش کلی گریه کرد و آخر هم خوابید منم چیزی بهش نگفتم و یواشکی تماس میگرفتم تا خبر بگیرم .......ساعت 10 بود که مامانم گفت بدنیا اومد و خدا رو شکر  ..بازم جرات نکردم به نیلا چیزی بگم تا اینکه خاله هاش اومدن و بردنش بیمارستان  ما هم با بچه ها هماهنگ کردیم و رفتیم دیدنش  یه پسمریه ناز و شیرین باز هم خدا رو شکر بخاطر این همه نعمت های بزرگش ..............بعد با خاله هانیه  رفتیم  خیابان بهار برای خرید و بعد هم برگشتیم خونه وشام  پسمریه من کلی خسته شد و بعداز بیقراری کلافه کننده  خوابید.   ******

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)