امیر مهدیامیر مهدی، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره

امیر مهدی دردونه مامانی وبابایی

تولد بابایی حامد

1393/6/18 16:10
نویسنده : مامان وبابا
221 بازدید
اشتراک گذاری

امسال میخواستم برا بابایی و عمه تولد بگیرم که نشد و به یه تبریک بسنده کردم .برای بابایی هم قرارشد پنج شنبه خونه مامان فاطمه براش کیک بگیرم. وقتی بابایی اومد آنقدرخسته بود که نتونستیم بریم بیرون تا براش کادو بخریم وبعداز خوردن چایی رفت خوابید من و پسمری باهم بازی میکردیم که بابایی حامد زنگید که ما میایم اونجا .منم بابایی رو بیدار کردم تا اینکه بابایی جواد باعمه حانیه دوتا پسرای گلش و بابایی بچه ها اومدند و بعد متوجه شدم یه خبرایی هست کیک و کادو ........دستشون درد نکنه خیلی خیلی زحمت کشیدند بعداز رفتنشون فوری کارهارو انجام دادیمو راهی خونه مامانی شدیم وفرداش پنج شنبه وقتی بابای از سر کار اومد رفتیم براش خرید کردیم سر تا پا و تو مغازه هم موقع خرید یه خانمی دست منو گرفت و هی از دوران دبیرستان گفت من اصلا نمیشناختمش ولی همه نشونی هاش درست بود میز جلوی من میشست حالا تو این موقعیت پسمری هم آروم نمیگرفت هی گریه میکرد واقعا کهگریهدوست قدیمی....شلوغی مغازه......انتخاب لباس برای آآآقای همسر.....نظر دادن.....دیگه کم آوردم و اومدم بیرون کچلبعداز ردو بدل کردن شماره و خداحافظی کردن رفتیم کیک خریدیم و بعداز شام ((((تولدت مبارک)))).......................محبت حامد جان تولدت مبارک و امیدوارم سایه ات بالای سر من و فرزندانتزبانباشه و همیشه موفق باشی عزیزمخجالت

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)