امیر مهدیامیر مهدی، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره

امیر مهدی دردونه مامانی وبابایی

پسمری و رهام

1393/6/18 16:24
نویسنده : مامان وبابا
205 بازدید
اشتراک گذاری

جمعه صبح بود که من به رهام پیشنهاد دادم بیاد خونه ما تا شنبه شب که من باید برمیگشتم خونه مامان فاطمه. بعداز کسب اجازه از مامان و باباییش راهی خونمون شدیم اول رفتیم پارک چیتگر یه کمی دور زدیم و بعد اومدیم خونه ناهارو هم به پیشنهاد آق رهام پیتزا زدیم و بعد هم وسرگرم بازی با هم شدن خدا رو شکرپسمری با بودن رهام اصلا طرف من هم نمیومد و با من کاری نداشت .برای شام خونه پدر بابایی دعوت داشتیم اول که رهام نمیومد و هی میگفت شمابرید من خونه شما هستم ولی با اصرار حامد راضی به اومدن شد..خانواده بابایی بادیدن رهام کلی خوشحال شدن و یاد خاطرات خواستگاری افتادن که با شیرین زبونی هاش تشویقخلاصه بعداز شام به اصرار رهام اومدیم خونه و بابایی حامد قول داد وقتی از سرکاراومد ببرشون پارک ..حالا مگه از صبح ول میکرد منو آقا حامد کی میاد؟؟؟؟بعداز ناهار خوابوندمشون تا بابایی اومدو باهم رفتیم پارک همه ی وسیله ها رو سوار شدند و بعد رفتیم یه دوری زدیم اومدیم خونه و شام خوردیم و بعد هم راهی خونه مامان فاطمه شدیم بعد بابایی رهام اومد دنبالش .... گیجگیجگیج

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)