شیرین زبونی های پسمری
اول بگم که پسمری منو به اسم کوچیک صدا میزنه و وقتی میگه مامانی که کارش گیر باشه یعنی وقتی نیاز شدیدی به بغل داره اونوقته که من میشم....مامایی/درغیر این صورت هندامه از صبح که بلند میشه از خواب یه بند میگه تا شب که میخواد بخوابه پشت سر هم هندامه هندامه هندامه.....منم از شنیدن اسمم

بابایی رو هم صدا میکنی ولی نه به اندازه من حامد .........عاشق بابا علی هستی و وقتی میبینیش بی خیال همه میشی از بغل بابا علی پایین نمیای و بهش آؤیزونی تا حدی که حرص همه رو در میاری
شبا با بابا علی میری پارک و با هم هستید تا خسته بشی و بیاید خونه بعضی وقتها نمن باهاتون میام ولی چون باباعلی هست به من نگاه هم نمیکنی
تا بهت میگم به چیزی دست نزن اول میای میکوبی تو صورت من بعد بوس میکنی و دوباره به کارات ادامه میدی و اینو بگم که دست رو نوژا و حلما و خاله هلاله دراز میکنی
یه اخلاق بد دیگه که به مامان هنگامه رفته تا چیزی رو میخوای بهت نمیدن جیغ و فریادو گریه
بعد منم چاره ای ندارم جز تسلیم شدن در برابر خواسته های تو
راستی واکسن 18 ماهگیت رو هم زدیم و خدا رو شکر همش دو سه روز اذیتم کردی و بقیه اش عادیه دیگه از خدا میخوام کمکم کنه همین....


شیرین زبونی های پسمری 
