دیدار با دوستان گلم
بازم قرار گذاشتیم همدیگرو ببینیم این دفعه خونه لیلا....صبح با نژلا قرارگذاشتم اومد دمه خونه مامان فاطمه و بعد با آژانس رفتیم وای عالی بود خیلی حالم عوض شد کلی گفتیم و خندیدیم با نژلا جون لیلا جون سهیلا جون خواهر لیلا.ومامان مریم مامان گل و مهربون لیلا که هم دانشگاهی و هم کلاسیه من بود..
ولی چون به ترافیک میخوردیم من زود برگشتم و تو راه هم با راننده آژانس یه بحث کوچولو کردم برای اینکه من و پسمری تو تونل نیایش کباب شدیم اونوقت آقا کولرش خراب بود ااااااانقدر حرص خوردم که نگو

بعد هم بابایی اومد دنبلمون و راهی خونه شدیم داشتم شام درست میکردم که برق هم رفت اصلا منومیگی
داشتم از گرما و عصبانیت میترکیدم
بهرحال گذشت حالا دوباره تااومدن همسرلیلا باز همدیگررو ببینیم این دفعه نوبته من آخه مهر مراسم عقدو عروسیشه و من هنوز کلی کار دارم که انجامش ندادم
اگه پسمری بد قلقی نکنه و دوباره کوفتم نشه


دیدار با دوستان گلم 
