امیر مهدیامیر مهدی، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره

امیر مهدی دردونه مامانی وبابایی

بدنیا آمدن بچه ی عمه حانیه

1392/3/7 13:43
نویسنده : مامان وبابا
177 بازدید
اشتراک گذاری

سومین توراهی ما بدنیا آمد**علی** در تاریخ٦/خرداد/٩٢ ساعت ٤٠/١ نیمه شب بدنیا آمد.               خلاصه عمه هم مامان شد خیلی دلم براش تنگ شده آخه اون پیش ما نیست رفته ماکو وهمون جا زایمان کرده ما تلفنی باهاش در تماسیم حتی مامان بابا هم پیشش نبود و اون تنها بود خیلی دلم براش سوخت چون خیلی اذیت شده بودولی خدا رو شکر تموم شدتمام شبش اضطراب داشتم هر وقت بلند می شدم به پسمری شیر بدم حامد رو بیدار میکردم  که زنگ بزنه یا اس ام اس بده ولی میگفت نه خودشون زنگ میزنند تااینکه صبح بابایی از سر کار زنگیدو گفت بچه بدنیا آمده ولی با عمه که صحبت کردم  گفت بچه باید بستری بشه بخاطراینکه از مدفوعش خورده وخودش هم بخاطر زایمان طبیعی اذیت شده البته من خیلی بهش گفتم که زایمان طبیعی کار من وتو نیست ولی....................حالا پسمرای خانواده ٣تاشدند به فاصله ی کم اول یوسف در ماه بهمن بعد پسمری من در اسفند وآخری هم علی آقا خدا رو شکر.................................... شب هم یوسف ایناآمدند خونه ی ما خیلی خوش گذشت کلی بابای یوسف با تو بازی کرد به حدی خسته شدی که تا ساعت ٦ صبح بیدار نشدی ومن با تعجب به ساعت نگاه کردم وبابا رو بیدار کردم وگفتم ساعت ٥/٥ بیدار نشده تو خواب و بیداری یه لبخند معنا دار زدو خوابید تا اینکه بیدار شدی وشیر خوردی و بعد خوابیدی راستی شب مبعث خونه ی عمه حمیده دعوتیم می خواد یوسف رو عقیقه کنه کلی هم مهمون داره خیلی اصرار کرد که بریم ولی نمی دونم با وجود پسمری گریه کن مثل تو میشه یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   مامانت عاشق این عکسته

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)