لپ گلی
یه هفته ای بود لپات سرخ واناری شده نه اشتباه نکن از چاقی نیست !!!!! هر چی مرطوب کننده زدم تا خشکیش از بین بره فایده نکرد تصمیم گرفتم ببرمت دکتر تا هم یه چکاپ بشی هم من به جواب سوالهایم برسم......صبر کردم تا پنج شنبه تا بریم خونه مامان فاطمه یه دکتر خوب نزدیک (که بابا حامد بخاطر دوری راه غرغر نکنه) پیدا کردم وبا مامان فاطمه بردیمت همچیت خوب و نرمال بودنظر دکتر بر این بود که شیر خشکت عوض بشه تا هم لپات خوب بشه هم از بیقراریهت کم بشه البته دارو هم داد بعداز خوردن دو وعده از شیر خشک جدید خشکی وقرمزی لپات برطرف شد وهمین طور بی قراریات کمتر شد وبعداز چند وقت هم خودت به آرامش رسیدی هم من یه خواب راحت کردم ٤ساعت برای من که دو ماهه که خواب ندارم خیلیه!!! جمعه مهمون داریم عمه بابا حامد باخانواده خیلی کار دارم ولی چون بابا جمعه باید بره سر کار شب خونه مامان فاطمه موندیم بعداز یه صبحانه ی توپ وسایلمون رو جمع کردم ومنتظر بابایی شدیم اومد راهی خونه شدیم..........
اینم از لپ گلی من


لپ گلی
