آبگوشت نخود
بابایی هوس آبگوشت نخود که یه غذای کاشونی کردو بعد زنگید تا مامانی درست کنه وقرار شد یک شنبه بریم خونه بابا بزرگت .ما که رفتیم علی کوچولو هم اونجا بود مامان وباباش رفته بودند براش خرید کنند،،خیلی بیقراری میکرد تا مامانش اومد بعد هم سفره شام چیده شد. وای چی بگم عالی بود اگر..........وسط غذا عمه حانیه خندیدو گفت هنگامه امیر مهدی خرابکاری کرده گفتم نه صبح کارشو کرده وبعد با شک نگاه کردم دیدم بله
تمام لباسهای من.....................فوری با کمک بابایی اوردمت خونه وعوضت کردم و دوباره رفتیم انور ولی دیگه سفره شام رو جمع کرده بودند
.................


مامانی چرا گفتی من چیکار کردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آبگوشت نخود
