میلاد امام جواد(ع)
یه هفته قبل از میلاد یکی از دوستان قدیمی بهم اس داد و دعوتم کرد برای جشن .خیلی دوست داشتم که مامان فاطمه هم همراهم باشه خلاصه قرار شد که جمعه منو مامانه گلم به این مهمانی برویم ولی از صبح جمعه مامانی حالش خوب نبود و حتی چندبار بیخیال مهمانی شدم ولی مامانی با اینکه حالش خوب نبود وبخاطر من میگفت میریم و خلاصه کم کم حاضر شدیم و من و پسمری و مامان فاطمه رفتیم سالن نزدیک خونه مامانی بود خیلی هم خوب بود و خوش گذشت فقط طبق معمول پسمری اذیت میکرد و حتی سرش خورد به صندلی و بدجوری کبود شد تا یه هفته جاش موند .بابایی که دو ساعت دمه در سالن منتظر ما موند خوابش برده بود.


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


میلاد امام جواد(ع)
