امیر مهدیامیر مهدی، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 26 روز سن داره

امیر مهدی دردونه مامانی وبابایی

عروسی سمانه جون

1392/6/12 13:55
نویسنده : مامان وبابا
160 بازدید
اشتراک گذاری

سمانه دوست مامانی ،چهار سال از بهترین دوران زندگیمون کنار هم بودیم باهم میرفتیم دانشگاه،خیلی با هم صمیمی بودیم روابطمون به دانشگاه ختم نشد وادامه پیدا کردو با هم ارتباط داشتیم حتی برای دیدن پسمری هم زحمت کشید...تو ماه رمضون بود که زنگیدو دعوتمون کردخیلی خوشحال شدم وبهش قول دادم که برم با اینکه میدونستم بابایی نمیاد ....خلاصه چهارشنبه رفتم خونه مامان فاطمه و به کارام رسیدم با اینکه میدونستم با بچه بهم  خوش نمیگذره با این حال حاضر شدم  (قراربود مامان فاطمه باهام بیاد چون دعوت بود ولی بخاطر کارای تولد نوژا جونی نیومد) ومنو تنها گذاشتند هم بابایی هم مامانی ، ولی منم بیخیال نشدم و حاضر شدم تا بابایی ما رو برسونه ،،،،،،،بابایی ما رو رسوند و خودش هم رفت به استادیوم  بازی استقلال با تایلند بود . خدا رو شکر همین که وارد شدم خواهر سمانه به دادم رسید و کمکم کرد واز اون جایی که خدا منو خیلی دوست داره با خانم گلی آشنا شدم  که باعث شد این عروسی بهم خوش بگذره همش پسمری رو نگه میداشت تا من بیشتر پیش  سمانه باشم خلاصه خیلی بهمون خوش گذشت البته به پسمری بیشتر چون خیلی خاطر خواه پیدا کرد حالا........شب هم بابا رو کلی معطل کردیم جلوی در به حدی کهعصبانیعصبانیعصبانی..................................

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)