مهمونی عمه حمیده
پنج شنبه رفتیم خونه مامان فاطمه مثل همه پنج شنبه ها آش می پختند خیلی شلوغ پلوغ بود خاله زری وخاله مریم آمدند خیلی خوش گذشت کلی خندیدیم ناهار دور هم بودیم.بابا حامد هم بعداز سر کارش رفت بیرون تا شب نیامد ما هم با نوژا ونیلاوخاله ها با هم بودیم کم کم موقع شام بود که شو...
نویسنده :
مامان وبابا
13:06







