دفتر خاطرات مامان
پسمری من هم مثل لامیا دفتر خاطرات دارم اونم نه یه دونه بلکه چنتا از آن موقع که جمله سازی یاد گرفتم یعنی کلاس دوم به بعد دفتر خاطرات دارم حتی از دوران طلایی عقد با بابایی/ازدواج وسالهی بعداز آن الان که داشتم دفتر سال ١٣٩١ رو میخوندم خاطرات خرید بی بی چک بدون اینکه کسی بفهمه حتی بابایی خیلی جالبه البته بعدا میفهمی که نمیشه چیزی رو از بابا قایم کرد..................................................٦/تیر/٩١ اون شب خونه خاله هانیه دعوت بودیم خاله هلاله هم بود به اونا بی بی چک و نشون دادم وگفتم خیلی خوشحال شدند ولی بابا حامد صبح زود منو برد آزمایشگاه وآزمایش خون .می دونست من میترسم و کلی برام خندید قرار شد جواب رو بگیرم ولی تا آماده شدن ...
نویسنده :
مامان وبابا
20:50







