دندونیه یوسف
پنج شنبه شب بود که عمه حمیده به گوشیم زنگیدو برای فردا دعوتمون کرد برای آش دندونیه یوسف کوچولو .............صبح زود بابایی رفت برامون نون خرید و بعداز صبحانه رفتیم خرید و بعدحاضر شدیم و رفتیم خونه عمه همه مهموناش آمدند بابا بزرگ و مامان بزرگت و علی کوچولو هم اونجا بودند .یوسف شب قبلش تب کرده بودو حال نداشت همش تبش بالا میرفت وعمه خیلی نگران بود بهر حال مراسم تمام شد و دایی بابایی هم آمدند و بعد با هم برگشتیم خونه البته دایی بابایی رفت خونه مامان بزرگ..... ...
نویسنده :
مامان وبابا
18:41









