اولین عید غدیر پسمری
از یه هفته قبل کارارو شروع کردم تمیزی خونه خرید آخه هر سال خانواده ی من به دیدن بابایی میایند و امسال هم مثل هر سال نبود چون من یه سید کوچولو داشتم..همه کارارو با کمکه بابایی انجام دادیم و قرار بود میهمانی ما ظهر باشه ولی چون به شوهر خاله من مرخصی ندادند میهمانی افتاد شب ،،بیچاره خاله هانیه و رهام و بابایش از صبح آمدند کمک من و خدایی اگه خاله هانیه نبود نمی دونستم چیکار کنم؟؟؟؟؟؟ ..... میهمانهای ما آمدند و مامان گلم مثل هر دفعه ما رو شرمنده کردند و بخاطر اینکه اولین عید پسمری بود برای پسمری یه کیک بزرگ خریده بودندو بقیه هم برای پسمری کادو خریده بودند و کلی شیرینی و شکلات ..........بعداز شام مراسم کیک و عکس با بچه ها و...
نویسنده :
مامان وبابا
14:07










